اثبات تجرد نفس ناطقه در کلام علامه حسن‌زادۀ آملی (حفظه اللّه تعالی)

اثبات تجرد نفس ناطقه در کلام علامه حسن‌زادۀ آملی (حفظه اللّه تعالی)
آبان 1, 1400
54 بازدید

اثبات تجرد نفس ناطقه در کلام علامه حسن‌زادۀ آملی (حفظه اللّه تعالی) پیش از پرداختن به تشریح این ادله، نیاز به یادآوری است که از بیان ادلۀ متعدد، ‌غرضی چند منظور است. به عبارت دیگر ممکن است برای مخاطب این سؤال مطرح شود که اهمیت ذکر این براهینِ متعدد در اثبات تجرد نفس ناطقه چیست، […]

اثبات تجرد نفس ناطقه در کلام علامه حسن‌زادۀ آملی (حفظه اللّه تعالی)

پیش از پرداختن به تشریح این ادله، نیاز به یادآوری است که از بیان ادلۀ متعدد، ‌غرضی چند منظور است. به عبارت دیگر ممکن است برای مخاطب این سؤال مطرح شود که اهمیت ذکر این براهینِ متعدد در اثبات تجرد نفس ناطقه چیست، در حالی‌که به نظر می‌رسد تنها ذکر یک‌دلیلِ عقلی، کافی است. در پاسخ به این سؤال، سه ‌انگیزه در بیان تعددِّ ذکر ادلۀ اثبات تجرد نفس ناطقه، مطرح است.

انگیزۀ نخست: اهمیت این مطلب، شرافت و قداست آن اقتضا می‌کند که انسان در اثبات آن ده‌ها ادله و برهان اقامه نماید. اثبات تجرد نفس ناطقه،‌ روزنه‌ای است که انسان را به عالمِ ماورای طبیعت رهنمون می‌سازد. در واقع اگر قرار باشد انسان به خداوند سبحان ایمان آورد و به مباحث معاد، قیامت، برزخ و بعثتِ انبیای الهی، معتقد شود، در درجۀ نخست نیاز است که تجرد نفس ناطقه را پذیرا گردد. عمدۀ افرادی که در حال حاظر به هیچ‌دین و مذهبی معتقد نیستند و کمونیست محسوب می‌شوند، این بی‌مذهبیِ ایشان به جهت عدم پذیرشِ تجرد نفس است، آن‌ها می‌گویند هرچه هست و نیست، همین عالم طبیعت است که ‌با آن مواجه هستیم.

بنابراین اثبات تجرد نفس ناطقه،‌ مربوط به ابدیت انسان است و اثبات سرای دیگر، از این راه ممکن است.

انگیزۀ دوم: جهت دیگر در اقامۀ ادلۀ متفاوت در تأیید تجرد نفس ناطقه، از این روست که مخاطب علاوه بر آشنایی با علوم و معارف، به یک‌ریاضت فکری و ورزشِ ذهنی نیز برسد تا از این طریق با نحوۀ انواع استدلال آشنا شده و با ذهنی ورزیده با شبهات احتمالی روبه رو شود. نقل شده است که در ورودیِ آکادمیِ محل تدریس افلاطون، تابلویی با این مضمون نصب کرده بودند: «هرکس هندسه نخوانده ‌است، وارد این آکادمی نشود». منظور از هندسه، همان مباحث مربوط به اندازه‌گیری و ریاضیات است؛ ‌یعنی علومی که راجع‌به اندازه‌های أشیاء مانند حجم، ‌سطح،‌ مکعب،  هرم، منشور، کُره و … صحبت می‌کند. دلیل این شرطِ ورودی، از آن جهت است که فهم مطالب علمی، کار هرکسی نیست، کسی می‌تواند در مباحثِ فلسفی تأمل و اندیشه کند که ذهنی روشن و باز داشته باشد. فهم فلسفه و علوم عقلی، محتاج به ذهن قوی است، ‌هندسه و ریاضیات نیز‌ ذهن را قوی می‌کند. بنابراین ذکر ادلۀ گوناگون در تأیید تجرد نفس ناطقه، موجب ورزش فکری و تقویتِ ذهنِ مخاطب خواهد شد.

انگیزۀ سوم: اثبات این نکته است که کار عالمانِ دین، آسان و بی‌دغدغه نیست. کار فکری نیز مانند بسیاری از مشاغل که با جسم و فیزیکِ انسان ارتباط دارند، نیازمند صرف انرژی و زمان است و چنان نیست که با یک گفتار ساده بتوان نظریه‌ای را اثبات و سایرین را نیز اقناع نمود. گاهی طرح و اثبات یک‌دیدگاه نیازمند سال‌ها اندیشیدن و نگریستنِ حکیمانه است. بسیاری از افرادِ ناآگاه در مورد عالمان دین چنان قضاوت می‌کنند که آرام و راحت در کرسیِ تدریس نشسته‌اند و دغدغه‌مندِ آمال و آیندۀ جامعه نیستند، تمثیل این افرادِ قضاوت‌گر هم‌چون فرد زشت‌رویی است که در آیینه بنگرد و پس از آن‌که متوجه زشتیِ صورت خود شد، آن آیینه را از شدت ناراحتی بشکند. شاید گمان کند این شکستن متوجه آیینه خواهد شد؛ اما در حقیقت متوجه صورت خودش است.

این نفرت، بدگویی و بدبینیِ برخی از افراد نسبت به عالمان دین نیز مربوط به خودشان است، در واقع خودشان را نمی‌بینند؛ اما اگر آیینۀ حقیقت‌بین در دست بگیرند، متوجه نحوۀ سلوک خویش خواهند شد، بنابراین سومین انگیزه در بیان طرحِ دلایل متعدد در اثبات تجرد نفس ناطقه، عنایت به پشتکار و تلاش عالمان دین در تشریح مباحث مذهبی است.

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,