تجرد برزخی نفس ناطقه

تجرد برزخی نفس ناطقه
آبان 1, 1400
39 بازدید

قوه خیال: تجرد برزخی نفس ناطقه در این درس راجع به تجرّد برزخی نفس ناطقه به بحث می‌پردازیم. انسان یک مرتبه تجرّد عقلی دارد و یک مرتبه تجرّد برزخی که ادله‌ای آن در اثبات تجرّد نفس اقامه شد بخشی از آن ناظر به تجرّد برزخی نفسدs ل ناطقه بود و بخش دیگرش مربوط به تجرّد […]

قوه خیال: تجرد برزخی نفس ناطقه

در این درس راجع به تجرّد برزخی نفس ناطقه به بحث می‌پردازیم. انسان یک مرتبه تجرّد عقلی دارد و یک مرتبه تجرّد برزخی که ادله‌ای آن در اثبات تجرّد نفس اقامه شد بخشی از آن ناظر به تجرّد برزخی نفسدs ل ناطقه بود و بخش دیگرش مربوط به تجرّد عقلیِ. بخشی که حضرت علامه حسن‌زاده (حفظه الله تعالیٰ)  در کتاب «گنجینۀ گوهر روان» آورده‌اند مربوط به مرحلۀ فوق تجرّد نفس ناطقه است. بیان شد که خیال، مثال و برزخ به یک معنا می‌باشند منتها گاهی منفصل است و گاهی متّصل. متّصل یعنی مربوط به جان و منفصل یعنی خارج از جان ما است. یک معنای ظریف  در کلام حکما دیده می‌شود؛ بدین گونه که در قوس نزول لفظ عالَم مثال را به کار می‌برند و در قوس صعود، عالَم برزخ را نام می‌برند.

قوس نزول آن است که از خداوند متعال شروع شده تا پست‌ترین موجودات و قوس صعود که ما الآن در آن هستیم از پست‌ترین موجودات شروع می‌شود تا به لقاء الله ختم شود.

اگر موجودی داشته باشیم که ماده نداشته باشد ولی عوارض ماده را از قبیل طول، عرض، شکل و رنگ دارا باشد به چنین موجودی، موجودخیالی، مثالی یا برزخی می‌گوییم. در لغت عرب معنا کرده‌اند که «البرزخ هو الحاجز بین الشیئین»؛ یعنی برزخ واسطۀ بین دو چیز است البته منظور واسطۀ طولی است. به عنوان مثال درختی در خارج و کنار خیابان دیده بودم که اکنون در ذهن من است با همان اندازه، کیفیت و خصوصیات خاص و اما گاهی هم من معنای درخت را تصوّر می‌کنم ولی کاری به آن درخت خارجی ندارم. پس ما در مرتبۀ ادراک درخت، سه چیز داریم: 1- درخت خارجی که  معنای مادی درخت است؛ 2- ادراک آن درخت که خیالی و برزخی است چون مادۀ آن به ذهن من نیامده، بلکه فقط شکل و خصوصیات آن آمده. 3- درختی که معنای عقلی آن را تصوّر می‌کنم. آن درخت برزخی و خیالی، حاجز  (فاصل) بین آن دو درخت دیگر است؛ یعنی از جهتی شباهت به درخت خارجی دارد و از جهت دیگر غیر از درخت خارجی است. از آن جهت که شکل و اندازۀ مادی دارد شبیه آن است و از آن جهت که مادۀ او را ندارد غیر از آن است. حضرت علامه حسن‌زاده (حفظه الله تعالیٰ)  گاهی وجود خیالی (برزخی) را تشبیه می‌کردند به بین الطلوعین؛ بدین گونه که ما یک شب داریم که ظلمت محض است و یک روز داریم که روشنایی محض است و بین الطلوعین نه شب است و نه روز یا هم شب است و هم روز که مردم از آن تعبیر به گرگ و میش می‌کنند.

باری‌تعالی ابتدا موجودات مجرّد را خلق کرد، بعد از آن تنزّل آن موجود به صورت مثالی پیدا کرد و سپس به صورت موجودات مادی تنزّل پیدا کرد آیۀ «یدبّر الأمر مِن السماء إلی الارض»بیانگر قوس نزول است و «ثمّ یعرج إلیه في یوم کان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون» قوس صعود را بیان می‌کند. بنابراین در مرحلۀ تجرّد نفس دو مرحله قائل هستیم: یک مرحلۀ عقلی و دیگری مرحلۀ تجرّد خیالی که بیان کردیم وقتی آن درختی که دیده‌ایم را در ذهن ادراک می‌کنیم، این ادراک هم علم است و هم مجرّد است اما ادراک جزئیات است که شکل و مقدار دارد ولی ماده ندارد بر خلاف ادراک عقلی که ادراک کلیات است که نه مقدار دارد و نه ماده.

گفتیم که برزخ به معنای خیال است منتها یک خیال متصل داریم که مربوط به خودمان است و یک خیال منفصل که مربوط به بیرون از ما می‌باشد. به آن خیالی که بیرون از خودمان است در قوس نزول، «مثال» و در قوس صعود، «برزخ» می‌گویند. اکنون به عنوان تذکّر می‌گوییم که برزخ در لغت حایل و واسطۀ میان دو چیز را گویند و در اصطلاح علمی عبارت از واسطۀ طولی بین دو چیز که نه این است و نه آن، بلکه هم این است و هم آن؛ یعنی در حدّ هیچ یک از آن دو نیست ولی به وجهی شبیه هر یک از آن دو هست؛ مثلاً آن درخت موجود در خارج را درخت طبیعی و آن صورت درخت در ذهن را مثالی (خیالی) و آن حقیقت کلیّۀ صورت شَجَر را عقلی می‌گویند. صورت خیالی از جهتی با درخت طبیعی خارجی شباهت دارد و آن داشتن شکل و اندازه است و از جهتی غیر از آن است؛ یعنی عاری از اوصاف ماده نظیر قوّه، استعداد، وزن، حجم، مکان و زمان است و از همین جهت عاری بودن از اوصاف مذکوره با شجر عقلی مشابهت دارد ولی چون دارای مقدار و شکل است با شجر عقلی مغایرت دارد؛ زیرا شجر عقلی نه ماده دارد و نه شکل. لذا گفته‌اند که صورت خیالی، تجرّد برزخی دارد.

در فلسفه صدرایی، قوه خیال یکی از قوای ادراکی باطنی نفس است که خزانهٔ نگهداری صور خیالی دریافتی حس مشترک است. از نظر ملاصدرا قوة خیال را مدرِک (درک کننده) نیست بلکه معین بر ادراک و یک نگه دارنده صور خیالی است. زیرا اگر مدرک نیز باشد، باید همهٔ صور موجود در آن بالفعل درک شوند، در حالی که چنین نیست.

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,