تفکیک میان دو معنای قوّه

تفکیک میان دو معنای قوّه
مهر 24, 1400
51 بازدید

تفکیک میان دو معنای قوّه اینکه گفتیم مادّۀ اُولی قوّۀ محض است باید برای همیشه در ذهنمان بین دو معنای قوّه تفاوت قائل شویم: قوّه گاهی در مقابل فعلیت است و گاهی در مقابل ضعف که این دو خیلی با یکدیگر تفاوت دارند. وقتی دو نفر کُشتی‌گیر را تماشا می‌کنیم و می‌گوییم سمت راستی دارای […]

تفکیک میان دو معنای قوّه

اینکه گفتیم مادّۀ اُولی قوّۀ محض است باید برای همیشه در ذهنمان بین دو معنای قوّه تفاوت قائل شویم:

قوّه گاهی در مقابل فعلیت است و گاهی در مقابل ضعف که این دو خیلی با یکدیگر تفاوت دارند. وقتی دو نفر کُشتی‌گیر را تماشا می‌کنیم و می‌گوییم سمت راستی دارای قوّۀ بیشتری است؛ یعنی قدرت و تأثیرگذار او  بیشتر از دیگری است.

گاهی هم اطلاق قوّه می‌کنیم و مرادمان از قوه تأثیرگذاری نیست، بلکه تأثیرپذیری منظورمان است، اگر می‌گوییم مادّۀ اُولی قوّۀ محض است در اینجا منظورمان این است که فقط تاثیر می‌پذیرد و هیچ کارایی دیگری ندارد مگر در پذیرش. هیولا یا مادّۀ اُولی فقط هنرش این است که صورت جسمیه را می‌پذیرند در مقابل صورت جسمیه که فعلیت محض است؛ به این معنا که اگر صورت جسمیه نباشد گویا چیزی در کار نیست و لذا گفته‌اند که شیئیّتِ شیء به صورتش است. صورت هم اختصاصی به صورت جسمیه یا صورت نوعیه ندارد؛ چون خود صورت جسمیه هم مادّه ثانی می‌شود برای پذیرش صورت نوعیه. بنابراین شیئیت شیء و حقیقت آن به صورتش است که خاصیت تأثیر را دارد نه به مادّه که خاصیتش قبول، تأثّر و پذیرش است.

سخیت میان غذا و مغتذی

در این نظام عالَم امکانی، هر شیئی مغتذی است؛ یعنی غذا گیرنده و نیازمند غذا است، منتها غذای هر مغتذی متناسب با خودش است؛ یعنی بین غذا و مغتذی سنخیت است و نمی‌شود هر مغتذی هر غذایی بگیرد، بلکه غذایی را می‌گیرد که برای او مفید باشد؛ زیرا غذا تأمین کننده بدن ما یتحلل است و لذا باید از سنخ همان ما یتحلل باشد؛ یعنی اگر موجودی مادّی است غذایش نیز باید مادّی باشد و اگر موجودی مجرّد است غذای مجرّد هم می‌طلبد. اگر فردی که گرسنه است به جای اینکه غذای مادّی بخورد، برود کتاب بگیرد مطالعه کند یا صوتی گوش دهد، هر چقدر هم مطالعه کند و گوش بدهد ولی سیر نمی‌شود. البته مطالعه و صوت گوش کردن غذای به معنای علم را به من می‌دهد ولی معده را پر نمی‌کند؛ زیرا معده امری مادّی است و غذای او باید مسانخ او باشد؛ مثل نان و برنج. علم و دانش غذای روح است و از جهت فضیلت هم به مراتب بالاتر از نان و گوشت است ولی به درد بدنِ مادّی نمی‌خورد. لذا حضرت علامه حسن‌زاده (حفظه الله تعالی) در دفتر دل فرموده است:

دهان و گوش ما هریک دهان است
بداند آنکه او در علم است راسخ
طعام روح ما است قرآن
  که آن بهر تن و این بهر جان است
غذا با مغتذی باشد مسانخ
طعام تن بود از آب و از نان

تا به اینجا به این نتیجه رسیدیم که حقیقت انسان مرکب از دو بُعد است: یکی بعد جسمانی و دیگری بُعد روحانی و معنوی.

هریک از این دو بعد نیاز به تغذیه دارند و الا از بین می‌روند و تحلیل می‌روند. در تغذیۀ هر یک از این دو بُعد باید سنخیت رعایت شود؛ بدین گونه که بُعد مادّی انسان در تغذیه نیاز به غذای جسمانی دارد بُعد معنوی و روحانی ما نیاز به امر مجرّد و معنوی دارد که علم و دانش باشد.

حسن‌زادۀ آملی، دفتر دل.

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , , , , ,