دلیل تجرّد نفس

دلیل تجرّد نفس
مهر 28, 1400
58 بازدید

دلیل تجرّد نفس در این بخش حضرت علامه حسن‌زاده آملی اشاره‌ای به یکی از ادلّۀ تجرّد نفس می‌کند که انسان هرچقدر عالم می‌شود و معرفتش ارتقا می‌یابد اشتهایش بیشتر و تقاضایش نسبت به معارف شدیدتر می‌شود. در فرمایش حضرت امیرالمؤمنین ؟ع؟ چنین آمده: «كُلُّ وِعَاءٍ يَضِيقُ بِمَا جُعِلَ فِيهِ، إِلَّا وِعَاءَ الْعِلْمِ، فَإِنَّهُ يَتَّسِعُ بِهِ». شیء […]

دلیل تجرّد نفس

در این بخش حضرت علامه حسن‌زاده آملی اشاره‌ای به یکی از ادلّۀ تجرّد نفس می‌کند که انسان هرچقدر عالم می‌شود و معرفتش ارتقا می‌یابد اشتهایش بیشتر و تقاضایش نسبت به معارف شدیدتر می‌شود.

در فرمایش حضرت امیرالمؤمنین ؟ع؟ چنین آمده: «كُلُّ وِعَاءٍ يَضِيقُ بِمَا جُعِلَ فِيهِ، إِلَّا وِعَاءَ الْعِلْمِ، فَإِنَّهُ يَتَّسِعُ بِهِ». شیء مادّی، مانند کوزۀ آب، هرچه در آن قرار دهیم ظرفیتش برای پذیرش کمتر می‌شود اما نفس ناطقۀ انسان که ظرف برای علوم است، هرچه در آن می‌ریزیم نه تنها پُر نمی‌شود بلکه وسعت بیشتری پیدا می‌کند.

“لذا خلاصه سخن اين شد كه نفس انسانى را اين شأنیّت است كه داناى به همۀ اشياء گردد و اشياء را نيز اين شأنيّت است كه معلوم انسان گردد و واهبِ صور هم به حسب استعداد و قابليّت فيض می‌بخشد و بخل و امساک ندارد. حال اگر انسانى به چنان مقام رسد كه در مسير تكامل و استکمال انسانى عالِم به اشياء گردد، علاوه‌براين‌كه دليل بر منع آن نداريم برهان بر اثبات آن را دارايم.

شايسته است كه مطالب تدريس شده را به صورت اصل، چنانكه دأب و روش ما در دروس است در آوريم:

اصل 70- دار آخرت عين حيات است و موجودى كه ذاتا حىّ است، محال است كه ضدّ خود را بپذيرد يعنى محال است كه موت بر او عارض شود و يا خواب و پينگى بر او دست يابد.

اصل 71- موجودى كه حدوث بر او صادق نيست موجودى ازلى و ابدى است كه هيچگاه فنا و زوال در او راه ندارد.

اصل 72- جسم آلى جسم زنده است، يعنى صاحب نفس است و نفس مبدأ حس و حركت به اراده است و به تعبير اعمّ كه شامل نفوس ارضيّه گردد نفس كمال اوّل جسم طبيعى آلى ذى‌حيات بالقوّه است.

اصل 73- ناظم امور عالم مطلقاً، يعنى تشكيل‌دهنده و به‌نظام‌آورندۀ آن، عقل است يعنى موجودى كه فعليّت محض و عين حيات و علم و قدرت و مبدأ حيات و هرگونه كمال بوده و محيط به اشياء از جميع جهات آن‌ها و عالم به آن‌ها پيش از تحقّق آنهاست، هم علّت موجودات است و هم نهايت مطالب.

اصل 74- طفره مطلقاً، چه در حسّيات و چه در معنويّات، باطل و محال است.

اصل 75- تشكيك بر مبناى مشّاء در ماهيّت راه ندارد.

اصل 76- نور اسفهبد را كه نفس ناطقه است، مقام فوق تجرّد است، يعنى او را مقام معلوم و حدّ يقف نيست كه در نتيجه وحدت عددى ندارد.”

نهج البلاغه، حکمت 205.

. علم، موجود مجرد است پس مفیض علم هم باید موجود مجرد باشد به این دلیل که معلول یعنی -علم- موجود مجرد است، بنابراین مفیض علم به عنوان علت فاعلی برای علم، نمی تواند شئ مادی باشد بدین خاطر­که رتبۀ علت قوی­تر و بالا­تر از رتبۀ معلول است. در نتیجه مفیض علم موجود مجرد خواهد بود. پس این درس و بحث و مطالعه که از امورات مادی هستند به انسان علم إعطا نمی­کند. تنها در نقش معدّات، زمینه­های افاضۀ علم را فراهم می­کند.

.  الاشارات و التنبيهات، ج 2، ص: 290. (کمال أول لجسم طبيعي آلي ذي حياة بالقوة).

برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , , , , ,