من بیچاره فکر میکنم عبدم!!

من بیچاره فکر میکنم عبدم!!
فروردین 9, 1399
704 بازدید

    ابراهیم ادهم یکی از عرفای بنام و معروف و کامل بوده و بسیاری افراد را بالا کشیده ؛ یک روز به بازار رفت و غلامی خرید, به منزل آورد به غلام گفت نامت چیست؟ گفت : تا چه نامی گفت چه میخوری؟ گفت تا چه خورانی گفت ارباب باید عهده دار نان و […]

 

 

ابراهیم ادهم یکی از عرفای بنام و معروف و کامل بوده و بسیاری افراد را بالا کشیده ؛
یک روز به بازار رفت و غلامی خرید, به منزل آورد

به غلام گفت نامت چیست؟
گفت : تا چه نامی

گفت چه میخوری؟
گفت تا چه خورانی
گفت ارباب باید عهده دار نان و خوراک و پوشاک غلام باشد

گفت چه میپوشی؟
گفت تا چه پوشانی

گفت چه کار میکنی؟
گفت تا چه فرمانی

گفت چه میخواهی؟
گفت عبد را با خواستن چکار؟!

 

ابراهیم  به سرش زد و شروع به اشک ریختن کرد که خدایا من فکر عبد تو هستم… عبودیت را باید از این غلام یاد بگیرم…( من بیچاره فکر میکنم عبدم!!)

 

 

حالا ما  حرام خدا حرام میدانم؟
حلال خدا را حلال میدانم؟
کوچک و بزرگ نکنم… صغیره و کبیره نکنم…

برچسب‌ها:, , , ,