ولایت، باطنِ نبوت است

ولایت، باطنِ نبوت است
فروردین 17, 1399
613 بازدید

یک مقامی داریم به نام ولایت ولایت باطن نبوت است. نبوت ظاهر ولایت است.   و هر ظاهری به باطن احتیاج دارد. اما هر ظاهری به باطن، چه بسا احتیاج نداشته باشد…   مثلا این بدن ما ظاهر است، نفس و جانِ ما، باطن است؛ و این ظاهر به باطن احتیاج دارد… این نفس نباشد، […]

یک مقامی داریم به نام ولایت

ولایت باطن نبوت است.

نبوت ظاهر ولایت است.

 

و هر ظاهری به باطن احتیاج دارد.

اما هر ظاهری به باطن، چه بسا احتیاج نداشته باشد…

 

مثلا این بدن ما ظاهر است، نفس و جانِ ما، باطن است؛ و این ظاهر به باطن احتیاج دارد…

این نفس نباشد، این بدن ما اثری ندارد.

برای اینکه آثاری بر این اعضا و جوانب مترتب شود، چشم ببیند، گوش بشنود، دست حرکت کند… باید آن باطن در کار باشد؛

اما آن باطن ما که نفس ما است، اینطور نیست که حتما محتاج به بدن بوده باشد؛ فلذا وقتی موت فرا میرسد، نفس باقی است؛ به حیات خودش هم ادامه می‌دهد… بدون در اختیار داشتن بدن.

ولایت باطن نبوت است

و نبوت و رسالت ظاهرند

حتی امامت هم ظاهر است…

 

لذا ما معتقدیم ولایت بالاتر از نبوت است؛ منتها با این توضیحی که عرض میکنم:

در یک شخص که هم مقام نبوت را دارد و هم مقام ولایت را، ولایت او بالاتر است. شخص نبی، شخص رسول به برکت ولایت می‌گیرد؛ براساس مسئولیت نبوت و رسالت به دیگران اعطا میکند

اصل آن “گرفتن” است…

ولایت از ماده ی وَلْی هست؛

وَلْی در عربی به معنای قرب هست؛ به معنای نزدیکی هست.

کسی که صاحب مقام ولایت است، قرب به حق تعالی دارد؛ نزدیکی به باریتعالی دارد؛ منتهی این نزدیکی تشکیکی است…

فلذا ولایت هم امر تشکیکی است.

 

 

 

 

برچسب‌ها:, , , , ,